میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

میوه دل

سبحان و شیرین کاریهای جدید

1391/8/9 1:30
نویسنده : مامان سمیرا
153 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق من20.gif

ستاره شبهای تار من تازگیا روز به روز عزیزتر میشی و کارهای جدیدتر یاد میگیری .

امروز یکی از همون روزایی بود که مامان رو شوک زده کردی . صبح وقتی داشتیم با هم صبحونه میخوردیم ازت پرسیدم : سبحان جون بابایی کو ؟؟؟و شما در کمال ناباوری دستت رو چرخوندی و گفتی نیس!

تازگیا میری رو مبل و میگی دو و می پری از شمارش اعداد فقط دو رو یاد گرفتی .

وقتی نو پوشکت خرابکاری میکنی میری دم در دستشویی می ایستی و میگی جیش و سعی میکنی شلوارت رو دربیاری .

اسمهای بچه ها رو کم و بیش یاد گرفتی به محمد رضا میگی : ممد

به امیر رضا میگی : انیر

به آتنا میگی : آنا

به خاله میگی آله

آقاجون رو با اسم کوچیک صدا میزنی و بعضی اوقات هم میگی بابا

به مامان جون هم میگی مامان

عمه هات رو هم عمه صدا میزنی اما یکم عمه رو غلیظ تر ادا میکنی .

تو ماشین که هستی همه ماشین بزرگها رو با دست نشون میدی و میگی : هان هان

اگه از صد فرسخی هم پارکها رو ببینی شروع میکنی به سروصدا و میگی : تا تا ( تاب تاب )

همه مغازه های ممم فروشی رو میشناسی و ما رو مجبور به خرید ممم میکنی .

پول که دستت میدیم اولین کاری که میکنی عکس امام خمینی رو می بوسی بعدش دستمون رو میگیری و میگی ددر ممم یعنی بریم بیرون با این پول ممم بخریم .

از فضاهای بسته به شدت متنفری و همیشه دوست داری بری تو فضای باز .

زیباترینم دوستت دارم به تعداد نفسهام

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد